... با دردها و زشتيها و ناكاميها آسودهتر ميتوان " تنها " ماند ، بيهمدرد ، بيغمگسار ، بيدوست . در دردها دوست را خبر نكردن خود يك عشق ورزيدن است . تقيهي درد زيباترين نمايش ايمان است . به محبت خلوصي ميبخشد كه سخت شيرين است . رنج تلخ است اما هنگامي كه تنها ميكشيم تا دوست را به ياري نخواهيم ، براي او كاري ميكنيم و اين خود دل را شكيبا ميكند ، طعم توفيق ميچشاند . هبوط - دکتر شریعتی
+ نوشته شده در جمعه 21 تیر1387ساعت 19:59 توسط حامد |
اگر همین امروز بفهمید که فقط شش ماه دیگه فرصت برای زندگی دارید ٬ چکار میکنید ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 13:50 توسط حامد |
ميخواستم دلداريت دهم اما ، بغض چنان راه گلويم را بست كه حتي تاب نفس كشيدن نداشتم. ميخواستم دلداريت دهم ، ياد زماني افتادم كه كسي بايد دلداريم ميداد و نداد ؛ حتي كسي نبود تا در اشكهايم شريك شود. تاب نياوردم ، در خلوتم گريستم ، شايد براي خودم ، براي ضعف خودم كه حتي توان همدردي ندارم. گفتي دعايش كن .... بر نا پاكي خودم گريستم كه ديگر دعاهايم نيز كارساز نيستند.
+ نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 19:6 توسط حامد |
برخی کارها را دوست داریم انجام دهیم و انجام نمیدهیم .
برخی کارها را مجبوریم انجام دهیم و انجام نمیدهیم .
برخی کارها را نباید انجام دهیم و انجام میدهیم .
برخی کارها را هم نمیدانیم باید انجام بدهیم یا نه .
برخی کارها را نیز نمیدانیم که چرا انجام میدهیم یا نمیدهیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 18:48 توسط حامد |
آنچه که هستی آنقدر بلند در گوشم فریاد میزند ٬
که آنچه را که میگویی ٬
نمیشنوم .
+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت 16:31 توسط حامد |
بعضی وقتا به دست آوردن یه چیزهایی به از دست دادن چیزهای مهمتر ٬ نمی ارزه!!!
پ.ن : تعبیری خودمونی از قانون هزینه - فرصت
+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 12:46 توسط حامد |
دو سال از اولین پستم گذشت . ازهمه کسانی که از وبلاگ من دیدن کردن باید سپاسگزار باشم ٬ چون باعث دلگرمی من بودند و دلیل اصلی ادامه کار این وبلاگ . بزودی یک نویسنده دیگه به من در نوشتن مطالب کمک خواهد کرد ٬ نگار عزیز که دانشجوی روانشناسی بالینی ِ ٬ البته به خاطر امتحانات یکم با مشکل کمبود وقت مواجهیم . امیدوارم بتونم تو تابستون همه این کم آپی ها رو جبران کنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 16:11 توسط حامد |
" ديگه كنترل اوضاع از دستم خارج شده. " "ديگه روي بچههام كنترل ندارم. " " كارهاي زيادي روي سرم ريخته كه قادر به انجامشون نيستم. " و ... اينها جملاتي هستند كه هر روز از زبان افراد مختلف ميشنويم، اما چرا و چه زماني حالتي پيش مياد كه كنترل اوضاع از دستمون خارج ميشه ؟ مسائل اطراف ما به دو وسته عمده تقسيم ميشوند ، دسته اول مسائلي هستند كه درباره آنها نگراني داريم و مراقب تغييرات آنها هستيم و دسته دوم مسائلي هستند كه هيچ نگراني درباره آنها نداريم . بحث ما درباره مسائلي است كه درباره آنها نگراني داريم و در حلقه نگراني ما قرار دارند . مسائل داخل حلقه نگراني به دو وسته تقسيم ميشوند؛ گروه اول مسائلي هستند كه روي آنها نفوذ داريم و ميتوانيم دربارهشان كاري انجام دهيم و روي آنها تاثير بگذاريم و دسته دوم مسائلي هستند كه نفوذ و كنترلي روي آنها نداريم . بطور مثال مسائل مربوط به تيم ورزشي مورد علاقه ما در دايره نگراني ما قرار دارند ولي روي آنها نفوذ و كنترلي نداريم پس در حلقه نفوذ ما قرار ندارند. مسلما ً وقتي انرژي و زمان خود را برروي مسائل خارج از دايره نفوذمان متمركز كنيم به هيچ نميرسيم و احساس ميكنيم كه تلاشهاي ما بيهوده هستند. با صرف نيرو وزمان روي مسائل داخل حلقه نفوذ ميتوانيم حلقه نفوذمان را گسترش دهيم و به اندازه حلقه نگراني برسانيم يعني روي تمامي مسائلي كه دربارهشان نگراني داريم، نفوذ داشته باشيم و حتي از اين هم فراتر برويم و حلقه نفوذمان بزرگتر از حلقه نگرانيمان شود. واما بلعكس با صرف نيرو و زمان روي مسائل خارج از حلقه نفوذمان باعث كوچكتر شدن حلقه نفوذمان ميشويم تا جائي كه ديگر روي كوچكترين و خصوصيترين مسائل زندگيمان نيز كنترلي نخواهيم داشت . پ.ن : ببخشيد كه دير آپ كردم .... 
+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 23:34 توسط حامد |
ببخشید که یه مدت آپ نکردم ٬ سرگرم درس و ۲ تا وبلاگ دیگه ام ٬ ولی حتما تا آخر این هفته آپ میکنم . دوستی تو قسمت نظرات گفته بود که دچار افسردگی شده ٬ و خواسته بود کتابی معرفی کنم ٬ مونای عزیز اگر ممکنه یاهو آی دی منو اد کن تا با هم یکم صحبت کنیم و من بتونم کمکت کنم ٬ اینجوری بهتر میتونم بگم که چیکار کنی . ---- پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم حافظ
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 23:11 توسط حامد |
زندگی قانون لیاقت هاست و هر کس به اندازه لیاقت و ظرفیتش بدست میاره
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 10:23 توسط حامد |