... با دردها و زشتيها و ناكاميها آسودهتر ميتوان " تنها " ماند ، بيهمدرد ، بيغمگسار ، بيدوست . در دردها دوست را خبر نكردن خود يك عشق ورزيدن است . تقيهي درد زيباترين نمايش ايمان است . به محبت خلوصي ميبخشد كه سخت شيرين است . رنج تلخ است اما هنگامي كه تنها ميكشيم تا دوست را به ياري نخواهيم ، براي او كاري ميكنيم و اين خود دل را شكيبا ميكند ، طعم توفيق ميچشاند . هبوط - دکتر شریعتی
+ نوشته شده در جمعه 21 تیر1387ساعت 19:59 توسط حامد |
اگر همین امروز بفهمید که فقط شش ماه دیگه فرصت برای زندگی دارید ٬ چکار میکنید ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 13:50 توسط حامد |
ميخواستم دلداريت دهم اما ، بغض چنان راه گلويم را بست كه حتي تاب نفس كشيدن نداشتم. ميخواستم دلداريت دهم ، ياد زماني افتادم كه كسي بايد دلداريم ميداد و نداد ؛ حتي كسي نبود تا در اشكهايم شريك شود. تاب نياوردم ، در خلوتم گريستم ، شايد براي خودم ، براي ضعف خودم كه حتي توان همدردي ندارم. گفتي دعايش كن .... بر نا پاكي خودم گريستم كه ديگر دعاهايم نيز كارساز نيستند.
+ نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 19:6 توسط حامد |