تبليغاتX
تفکر مثبت

افراد جامعه و خانواده بنا به شناختی که از یکدیگر دارند رفتارهایی را در دیگران پیشگویی می کنند و انتظاراتی از آنها دارند.
آقای «الف» در چنین شرایطی عصبانی می شود.خانم «ب» در چنین موقعیتی این گونه رفتار می کند. آقای «ب» با این پیشنهاد موافقت خواهد کرد.
این همه پیش بینی رفتار دیگران، نشان دهنده ی انتظارات ما از آنهاست. توقعات ما از افراد خانواده نسبت به دیگر افراد بیشتر است و به سختی می توانیم رفتارهای منفی آنها را نادیده بگیریم.
انتظارات مثبت : توقع زیاد از دیگران باعث می شود احساس شکست کنیم و تصور ما این است که مطابق میل ما عمل نشده است.
انتظارات منفی : گاه داشتن انتظارات منفی باعث واکنش معکوس فیزیولوژیک آنهاست.
 وقتی به کسی می گویید: «تو نمی توانی این کار را انجام دهی»، او  می گوید: «اوه چرا می توانم.» در واقع شما باعث می شوید تا برای انجام آن کار برانگیخته شود.  ولی بیشتر اوقات این خطر وجود دارد که فرد شنونده ی پیام، احساس  ناامنی کند و اشتباهات خود را تاییدی برای پیشگویی دیگران بداند.انتظارات مثبت و منفی، شما را تحت تاثیر قرار می دهند، نمی توانی خودت باشی، احساس راحتی نمی‌کنی، رفتارت طبیعی نیست و در نتیجه، ارتباط شما با دیگران تحت تاثیر قرار می گیرد و باعث آزارتان می شود.اگر این گونه انتظارات باعث آزار شما نمی شوند قبول کرده اید که اطرافیان هنوز به قدر کافی شما را نشناخته اند یا هنوز به رفتار شما عادت نکرده اند.اما اگر نمی توانید این انتظارات را نادیده بگیرید به این شکل عمل کنید:در مرحله ی اول شناخت بیشتری نسبت به انتظارات و توقعات اطرافیان پیدا کنید. معمولاً افرادی که در جایگاه بالاتر از شما قرار گرفته اند انتظاراتی نیز از شما دارند. شاید انتظار دارند مانند آنها عمل کنید. یا هرگز مثل آنها عمل نکنید. آنها خودشان را در شما می بینند و می خواهند دوباره از طریق شما زندگی کنند، آنچه را که موفق به انجام آن نشده اند انجام دهند و اشتباهات را جبران کنند. در مرحله بعد با آنها صحبت کنید و بگویید چه احساس ناخوشایندی دارید. در مورد تاثیر انتظارات آنها در زندگیتان صحبت کنید. اگراین کار را انجام ندهید هرگز متوجه اشتباه خود نمی شوند.به آنها اجازه دهید خود واقعی شما را بشناسند. با انتظارات آنها سازش نکنید. تصمیم بگیرید فرد متفاوتی باشید. خودتان باشید. آنچه را صحیح می دانید انجام دهید. با آنها با احترام صحبت کنید و آنها را به دنیای خودتان وارد کنید.
به خود واقعی دیگران احترام بگذارید تا آنها هم خود واقعی شما را بشناسند و به شما احترام بگذارند. درک خود واقعی افراد، باعث تعادل انتظارات و توقعات ما از آنهاست.

------------------------------------------------------

پ . ن : این پست توسط نگار عزیز نوشته شده بود ٬ ولی به خاطر اینکه فونت ها مشکل داشتن من دوباره ایجادش کردم .

 

+ نوشته شده در شنبه 30 شهریور1387ساعت 23:58 توسط حامد |


 

يادداشت هاي يك ديوانه

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 11:28 توسط حامد |


به وبلاگ جديدي نقل مكان كردم ، احتمالا ً ديگه اينجا نمينويسم .

يادداشت‌هاي يك ديوانه

www.Deevane.Blogfa.com

+ نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 12:36 توسط حامد |


 

بايد استاد و فرود آمد
بر آستان دري كه كوبه ندارد
كه اگر به گاه آمده باشي دربان به انتظار توست
و اگر بيگاه ، به در كوفتن ات را پاسخي نمي آيد.

امروز هشتمین سالمرگ احمد شاملو است.

----------------------------------------------------------------

اطلاعيه ی کانون نويسندگان ايران

درباره ی گرامیداشتِ هشتمين سالگرد درگذشتِ احمد شاملو

در هشتمين سالگرد درگذشت احمد شاملو، بزرگ شاعر ايران و جهان که در سراسر عمر از عشق و آزادی و پيکار با نيروهای جهل و تاريکی سرودی ديگرگونه ساز کرد، بر مزارش گرد هم میآييم و ياد تابناکاش را گرامی میداريم.

زمان: 2 مرداد 1387، ساعت 5 بعد از ظهر، گورستان امامزاده طاهر، مهرشهرِ کرج.

اتوبوسها از ميدان انقلاب، جنبِ دانشکده ی دامپزشکی، راس ساعت 4 بعد از ظهر به سوی مزار حرکت خواهد کرد.

هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 9:22 توسط حامد |


 

... با دردها و زشتي‌ها و ناكامي‌ها آسوده‌تر مي‌توان " تنها " ماند ، بي‌همدرد ، بي‌غمگسار ، بي‌دوست . در دردها دوست را خبر نكردن خود يك عشق ورزيدن است . تقيه‌ي درد زيباترين نمايش ايمان است . به محبت خلوصي مي‌بخشد كه سخت شيرين است .

رنج تلخ است اما هنگامي كه تنها مي‌كشيم تا دوست را به ياري نخواهيم ، براي او كاري مي‌كنيم و اين خود دل را شكيبا مي‌كند ، طعم توفيق مي‌چشاند .

 

 

هبوط - دکتر شریعتی

+ نوشته شده در جمعه 21 تیر1387ساعت 19:59 توسط حامد |


 

اگر همین امروز بفهمید که فقط شش ماه دیگه فرصت برای زندگی دارید ٬ چکار میکنید ؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 13:50 توسط حامد |


مي‌خواستم دلداريت دهم اما ، بغض چنان راه گلويم را بست كه حتي تاب نفس كشيدن نداشتم.

مي‌خواستم دلداريت دهم ، ياد زماني افتادم كه كسي بايد دلداريم مي‌داد و نداد ؛ حتي كسي نبود تا در اشكهايم شريك شود.

تاب نياوردم ، در خلوتم گريستم ، شايد براي خودم ، براي ضعف خودم كه حتي توان هم‌دردي ندارم.

 

گفتي دعايش كن ....

بر نا پاكي خودم گريستم كه ديگر دعاهايم نيز كارساز نيستند.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 19:6 توسط حامد |


 

برخی کارها را دوست داریم انجام دهیم و انجام نمیدهیم .

برخی کارها را مجبوریم انجام دهیم و انجام نمیدهیم .

برخی کارها را نباید انجام دهیم و انجام میدهیم .

برخی کارها را هم نمیدانیم باید انجام بدهیم یا نه .

برخی کارها را نیز نمیدانیم که چرا انجام میدهیم یا نمیدهیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 18:48 توسط حامد |


 

آنچه که هستی آنقدر بلند در گوشم فریاد میزند ٬

 که آنچه را که میگویی ٬

 نمیشنوم .

+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت 16:31 توسط حامد |


 

بعضی وقتا به دست آوردن یه چیزهایی به از دست دادن چیزهای مهمتر ٬ نمی ارزه!!!

پ.ن : تعبیری خودمونی از قانون هزینه - فرصت

+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 12:46 توسط حامد |


دو سال از اولین پستم گذشت .

ازهمه کسانی که از وبلاگ من دیدن کردن باید سپاسگزار باشم ٬ چون باعث دلگرمی من بودند و دلیل اصلی ادامه کار این وبلاگ .

بزودی یک نویسنده دیگه به من در نوشتن مطالب کمک خواهد کرد ٬ نگار عزیز که دانشجوی روانشناسی بالینی ِ ٬ البته به خاطر امتحانات یکم با مشکل کمبود وقت مواجهیم . امیدوارم بتونم تو تابستون همه این کم آپی ها رو جبران کنم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 16:11 توسط حامد |


" ديگه كنترل اوضاع از دستم خارج شده. "

"ديگه روي بچه‌هام كنترل ندارم. "

" كارهاي زيادي روي سرم ريخته كه قادر به انجامشون نيستم. " و ...

 

اينها جملاتي هستند كه هر روز از زبان افراد مختلف مي‌شنويم، اما چرا و چه زماني حالتي پيش مياد كه كنترل اوضاع از دستمون خارج ميشه ؟

مسائل اطراف ما به دو وسته عمده تقسيم مي‌شوند ، دسته اول مسائلي هستند كه درباره آنها نگراني داريم و مراقب تغييرات آنها هستيم و دسته دوم مسائلي هستند كه هيچ نگراني درباره آنها نداريم .

بحث ما درباره مسائلي است كه درباره آنها نگراني داريم و در حلقه نگراني ما قرار دارند .

مسائل داخل حلقه نگراني به دو وسته تقسيم مي‌شوند؛ گروه اول مسائلي هستند كه روي آنها نفوذ داريم و مي‌توانيم درباره‌شان كاري انجام دهيم و روي آنها تاثير بگذاريم و دسته دوم مسائلي هستند كه نفوذ و كنترلي روي آنها نداريم .

 

حلقه نگراني ؛ نفوذ

 

 

بطور مثال مسائل مربوط به تيم ورزشي مورد علاقه ما در دايره نگراني ما قرار دارند ولي روي آنها نفوذ و كنترلي نداريم پس در حلقه نفوذ ما قرار ندارند.

مسلما ً وقتي انرژي و زمان خود را برروي مسائل خارج از دايره نفوذمان متمركز كنيم به هيچ نمي‌رسيم و احساس مي‌كنيم كه تلاش‌هاي ما بيهوده هستند.

با صرف نيرو وزمان روي مسائل داخل حلقه نفوذ مي‌توانيم حلقه نفوذمان را گسترش دهيم و به اندازه حلقه نگراني برسانيم يعني روي تمامي مسائلي كه درباره‌شان نگراني داريم، نفوذ داشته باشيم و حتي از اين هم فراتر برويم و حلقه نفوذمان بزرگتر از حلقه نگرانيمان شود.

واما بلعكس با صرف نيرو و زمان روي مسائل خارج از حلقه نفوذمان باعث كوچكتر شدن حلقه نفوذمان ميشويم تا جائي كه ديگر روي كوچك‌ترين و خصوصي‌ترين مسائل زندگيمان نيز كنترلي نخواهيم داشت .

 

 

پ.ن : ببخشيد كه دير آپ كردم ....

 

+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 23:34 توسط حامد |


ببخشید که یه مدت آپ نکردم ٬ سرگرم درس و ۲ تا وبلاگ دیگه ام ٬ ولی حتما تا آخر این هفته آپ میکنم . دوستی تو قسمت نظرات گفته بود که دچار افسردگی شده ٬ و خواسته بود کتابی معرفی کنم ٬ مونای عزیز اگر ممکنه یاهو آی دی منو اد کن تا با هم یکم صحبت کنیم و من بتونم کمکت کنم ٬ اینجوری بهتر میتونم بگم که چیکار کنی .

----

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت           من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم

حافظ   

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 23:11 توسط حامد |


 

زندگی قانون لیاقت هاست و هر کس به اندازه لیاقت و ظرفیتش بدست میاره

+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 10:23 توسط حامد |


 

آخرين روزهاي سال ِ و همه دارند براي سال جديد آماده مي‌شن، همه خونه تكوني مي‌كنند و لباس و وسائل نو مي‌خرند و خودشون رو براي شروع سال جديد آماده مي‌كنند.
اما اين موارد همه در دنياي بيرون اتفاق مي‌افته، فكر نمي‌كنيد كه همه ما به خونه تكوني دروني هم احتياج داريم ؟
چقدر خوبه كه به بهونه سال جديد يه سري به افكار و احساسات و روابطمون بزنيم ، بهتره يه نگاه دقيق به اتفاقات ِ سال گذشته بنداريم و ببينيم كجاي ذهنمون نياز به گردگيري داره، چه چيزهايي رو بايد دور بريزيم و چه چيزهاي جديدي بايد جايگزين اونها كنيم.
بيايد تمام افكار، احساسات و خاطرات بد رو روي يك تكه كاغذ بنويسيم و اون كاغذ رو پاره كنيم و توي سطل زباله بريزيم.
شايد دوستي باعث ناراحتي ما شده، بهتره اون خاطره بد رو دور بريزيم و آرزوي روابط و اتفاقات بهتر رو در سال جديد كنيم.
ممكنه براي يكي از ما اتفاق يدي افتاده باشه، اگر مي‌تونيم كاري درباره اون اتفاق انجام بديم، اون كار رو انجام بديم؛ در غير اين صورت بهتره اون رو به فراموشي بسپاريم.
عادت‌هاي بد ِ سال گذشته رو كنار بزاريم و عادت‌هاي جديدي رو جايگزين اونها كنيم ، به افكار و احساساتمون لباس‌هاي نو بپوشونيم و آماده شروع سالي جديد با افكار جديد بشيم.

 

+ نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت 12:13 توسط حامد |


 

 If you don't like how things are , change it ! You're not tree

اگر از امور آنگونه كه هستند راضي نيستيد ، تغييرشان دهيد ! درخت كه نيستيد !

+ نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 23:19 توسط حامد |


 

کسی که هیچگاه خطایی مرتکب نشده ٬ هرگز کار جدیدی را هم شروع نکرده .

 انیشتین    

+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 9:39 توسط حامد |


توي مطلب قبلي گفتيم كه براي رسيدن به خواسته ها ، سه فا كتور بايد وجود داشته باشند . 1- داشتن هدف 2- پيدا كردن راه و اقدام 3- داشتن انرژي و سوخت .
درباره مورد اول صحبت كرديم . حالا ميرسيم به مورد دوم ؛ يعني پيدا كردن مسير و قدم گذاشتن توي مسير موفقيت .
زماني كه ما اهدافمون رو مشخص كرديم و با فاكتور هاي SMART مطابقت داديم نوبت به دست به كار شدن ميرسه . اين مرحله مهمترين و اساسي ترين مرحله رسيدن به موفقيت ٍ .
براي اينكه راه رسيدن به هدفمون رو پيدا كنيم بهترين روش اينه كه از افراد موفقي كه به هدفي مثل هدف ما رسيده اند الگو برداري كنيم و از روش هاي اونها مدل سازي كنيم تا با صرف زمان كمتري نسبت به اونها به نتايج مورد نظرمون برسيم . در زمان فعلي اگر بواهيم خودمون همه راهها رو امتحان كنيم و اصطلاحا از روش آزمون و خطا استفاده كنيم ، مسلما زمان بسيار زيادي رو از دست ميديم، در حالي كه زمان با ارزشترين سرمايه ماست و البته غير قابل بازگشت ٍ ، و اين نكته است كه باعث اهميت مدل سازي ميشه .
براي مدل سازي از افراد موفق بايد ابتدا افكار و عقايد اونها رو مدل سازي كنيم و بعد اعمالشون رو . بايد ببينيم چطور فكر ميكردند و چطور در مقابل مسائل از نظر ذهني آمادگي داشتند .
در مرحله بعدي بايد اعمال اونها رو مدل سازي كنيم ، اين مرحله ساده تر از مرحله قبل‌ ٍ چون افكار و عقايد روي اعمال تاثير مي گذارند و وقتي افكار افراد موفق رو مدل سازي كرديم روي اعمالمون هم تاثير خواهد گذاشت .
مرحله بعدي اينه كه نتايج و دستاوردهامون رو بررسي كنيم و اگر با خواسته هامون مطابقت نداشت ، روش هامون رو تغيير بديم و از راه ديگري وارد بشيم ؛ البته توي اين مرحله داشتن انعطاف پذيري خيلي مهمه ، ما بايد از نظر ذهني كاملا انعطاف داشته باشيم و نبايد به يك سري از افكار و عقايد بچسبيم ، داشتن انعطاف ضذيري ميتونه مهمترين عامل موفقيت باشه ، چون اكثر افرادي كه انعطاف پذيري ندارند در برابر مشكلات و موانع ميشكنند و ضربه هاي شديدي رو متحمل ميشن . البته داشتن انعطاف به اين معني نيست كه با كوچكترين مسئله اي تمامي عقايدمون رو زير سوال ببريم و دائما در حال تغيير عقيده باشيم .
توي مرحله دوم بايد اين رو در نظر بگيريم كه مهمترين كار ، دست به كار شدنه ، تا وقتي كه دست به كار نشديم و قدم اول رو برنداشتيم ، هيچ كاري از پيش نخواهد رفت .
پس شمائي كه اهدافتون رو مشخص كرديد ، همين الان دست به كا بشيد و يه كاري در جهت رسيدن به هدفتون انجام بديد ، هر قدر هم كه اون كار كوچيك باشه .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 16:42 توسط حامد |


 

یه سوالی چند وقته ذهن منو به خودش مشغول کرده . به نظر شما راز یک زندگی سعادتمند چیه ؟

جمله زیر رو کامل کنید و تو بخش نظرات بنویسید ٬ حتما جوابهای جالب رو تو وبلاگ میزارم .

- راز یک زندگی سعادتمند ....

 

+ نوشته شده در دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 22:41 توسط حامد |


" تاريكترين لحظه شب ، لحظه قبل از طلوع آفتاب است ."


تا حالا توجه كرديد كه اغلب افراد درست يك قدمي موفقيت ، دست از تلاش برميدارند و درست زماني كه يكم تلاش بيشتر باعث موفقيت ميشه ، كم ميارن و ديگه تلاشي نميكنند . پس بهتره هر وقت كه فكر كرديد كه ديگه موفق نميشيد ، يه قدم ديگه برداريد . اين رو يادتون باشه زماني كه فكر ميكنيد ديگه راهي وجود نداره ، يه راه ديگه هم هست .

 

پ.ن : قبول و اجراي اين جملات خيلي سخته !!!

 

+ نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت 22:41 توسط حامد |


در سال 1933 فروید با انتشار کتاب " خود " و " نهاد " ، سه سازه بنیادی به نامهای نهاد ، خود و فراخود ،را در تشریح شخصیت مطرح نمود .

   نهاد
نهاد منشاء همه سائقهای (Drives) غریزی است که میل جنسی و پرخاشگری غرایز دوگانه اصلی آن را تشکیل میدهند. نهاد بر اساس اصل لذت عمل میکند که بوسیله آن تنش وارد بر انسان را به حداقل و لذت را به حداکثر میرساند.
کودک در هنگام تولد تنها با " خود " متولد میشود و به همین دلیل فاقد توانایی تعدیل و تعویق خواسته هایش است و در پی ارضای سریع آنهاست.
نهاد مخزن غرایز بی سازمان در فرد است و هنوز با حقایق و واقعیات خارج هماهنگ نشده است. نهاد هنگام عدم دسترسی به ارضای نیازهایش به فرایند های ذهنی- درونی مانند توهم روی می آورد تا خواسته اش را بدست آورد.
چون نهاد فقط در پی ارضای نیاز های غریزی و تابع اصل لذت است ، پایبند به ارزشها و اصول اخلاقی نیست و از هیچگونه عقل و منطقی پیروی نمیکند .
بی قراری ، عدم تعقل ، خود خواهی ، لذت طلبی و حفظ مشخصات کودکانه در سراسر عمر از صفات بارز نهاد هستند.
به اعتقاد فروید نهاد واقعیت روانی حقیقی است ، نهاد زیر بنای شخصیت هر فرد را تشکیل میدهد.

   خود
در نتیجه تاثیر دنیای خارج روی سائق ها ، " خود " از نهاد سرچشمه گرفته و رشد میکند و مهار یا تعدیل نهاد را بر عهده میگیرد . خود عامل اجرایی و بخش سازندهء شخصیت است و به عنوان میانجی بین نهاد و واقعیت عمل میکند. خود بر اثر فشار واقعیت خارجی قادر به متناسب کردن نیروهای نهاد ، و جانشینی اصل واقعیت به جای اصل لذت ، میشود . اما این به معنی از صرفنظر از لذت طلبی نیست ، بلکه خود از طریق فرایندهای ثانوی تفکر ، نهاد را برای ارضای نیازهایش تا جایی که با واقعیت سازگاری داشته باشد ، حمایت میکند . فرایند ثانوی تفکر یا شیوه حل مساله ، رسیدن به واقعیت از راه طرح ریزی عملی و مبتنی بر منطق ، تشخیص موقعیت زمانی و تفاوت بین واقعیت و غیر واقعیت میباشد . خود از این طریق میتواند ارضای نیازهای نهاد را بر اساس زمان ، مکان و پذیرش احتماعی به تاخیر اندازد و برای اهداف بلند مدت و ارضای آنها برنامه ریزی کند.
یکی از کارکرد های اصلی خود ف حفاظت روان از خطرات درونی و تهدید هایی که از جانب نهاد به منظور راه یابی تکانه های متعارض و غیر قابل قبول به هشیاری ، اعمال می شود . به اعتقاد فروید تفاوت میان سلامت روانی و بیماری از چگونگی عملکرد خود در همین زمینه ناشی میشود. اگر چه محتوای خود به طور وسیع ، هشیارانه است اما نمیتوان به تمام جنبه های آن آگاهی یافت ، به عنوان مثال ساز و کارهای دفاعی مثل سرکوبی در قلمروی ناهشیار خود قرار دارند.

    فراخود
این بخش از شخصیت معمولا در سنین پنج تا شش سالگی شکل میگیرد و بیش از هر چیز در بر گیرنده قاعده های رفتاری وضع شده از سوی والدین است . فرا خود بخش اخلاقی ، اجتماعی و قضایی شخصیت است و بیشتر نشاندهنده شخصیت آرمانی فرد است تا شخصیت واقعی او فرا خود از " خود " و بوسیله درون سازی یا جذب معیارهای اخلاقی والدین یا همانند سازی با آنها و سایر افراد مهم در زندگی کودک بوجود میآید و جایگزین کنترل والدین شده و به عنوان یک داور اخلاقی اجتماعی ، کنترل روانی شخص را به عهده میگیرد.
هدف فراخود بازداری همه خواسته های لذت جویانه نهاد است .

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 19:13 توسط حامد |


 

کسی که چرایی در زندگی دارد ٬ با هر چگونه ای خواهد ساخت .

                                                                                              نیچه

+ نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت 15:7 توسط حامد |


 

داني كه چنگ و عود چه تقرير مي كنند؟

پنهان خوريد باده! كه تعزير مي كنند


ناموس عشق و رونق عشاق مي برند

عيب جوان و سرزنش پير مي كنند


جز قلب تيره هيچ نشد حاصل و هنوز

باطل در اين خيال كه اكسير مي كنند


گويند «رمز عشق مگوييد و مشنويد»

مشكل حكايتي ست -كه تقرير مي كنند


ما از برون در شده مغرورِ صد فريب

تا خود درون پرده چه تدبير مي كنند


تشويشِ وقت پير مغان مي دهند باز

اين سالكان نگر كه چه با پير مي كنند!


صد ملكِ دل به نيم نظر مي توان خريد

خوبان در اين معامله تقصير مي كنند


قومي به جد و جهد نهادند وصل دوست

قومي دگر حواله به تقدير مي كنند


في الجمله اعتماد مكن بر ثباتِ دهر

كاين كارخانه اي ست كه تغيير مي كنند


مي خور كه شيخ و حافظ و مفتي و محتسب

چون نيك بنگري، همه تزوير مي كنند

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 23:3 توسط حامد |


 

الکی الکی سال ۲۰۰۷ هم تموم شد .....

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 دی1386ساعت 14:23 توسط حامد |


...بخشي از كتاب دل آدمي و گرايشش به خير و شر ، نوشته اريك فروم ، درباره شرايط پرورش عشق به زندگي :

 

... عشق به زندگي، بيشتر در جامعه اي پرورش مي يابد كه در آن سه عامل امنيت و عدالت و آزادي برقرار باشند.

امنيت به مفهوم مورد تهديد قرار نگرفتن شرايط اساسي مادي براي يك زندگي آبرومندانه است . تا زماني كه بيشترين نيروي آدمي صرف دفاع از حيات خويش در برابر حملات و يا رفع گرسنگي شود ، جبرا ً عشق به زندگي كاهش و عشق به مرگ افزايش مي يابد.

عدالت به اين مفهوم كه هيچكس هدف مقاصد ديگري واقع نشود . اگر همه دقيقا ً به يك اندازه از چيزي برخوردار نباشند ، اين به مفهوم بيعدالتي نيست ؛ بيعدالتي وضعيتي اجتماعي است كه در آن طبقه اي ، ضمن استثمار طبقه ديگر ، شرايطي را به وي تحميل ميكند كه شكوفايي حيات غني و ارزشمند را نا ميسر ميسازد و در نهايت بيعدالتي وضعيتي اجتماعي است كه در آن آدمي في نفسه هدف نيست بلكه وسيله اي براي اهداف آدمي ديگر است .

و آزادي ؛‌ آزادي از قيود و موانع سياسي شرط كافي نيست ، براي پرورش عشق به زندگي ، بايد آزادي براي آفرينندگي و سازندگي ، و آزادي براي به شگفت آمدن و خطر كردن وجود داشته باشد . و آزادي به ايمن معناست كه هر كس بتواند در جامعه عضوي فعال و مسئول باشد .

نكته آخر اهميت خاصي دارد ؛‌ حتي در جامعه اي كه امنيت و عدالت برقرار است ، چنانچه فعاليت نفس خلاق فرد مورد توجه قرار نگيرد چه بسا عشق به زندگي حاصل نشود . كافي نيست كه آدميان برده نباشند و بايد بتوانند عضوي فعال و مسئول و خلاق باشند .

----------------------------------- 

پ : داشتم با جامعه خودمون مقايسه ميكردم ، همينه كه عشق به زندگي داره موج ميزنه اطرافمون .....

 

+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 21:51 توسط حامد |


 

وقتی که چند ثانیه بیشتر اینقدر برای مردم مهمه که اون رو جشن میگیرن 

 خیلی باید مراقب ثانیه های زندگیمون باشیم.

 

یلداتون مبارک

+ نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 23:33 توسط حامد |


تو اين مطلب ميخوام درباره موضوعي صحبت كنم كه واقعا منو اذيت ميكنه و ميشه گفت تقريبا همه بهش دچارند ، من اسمشو گذاشتم معضل انگشت اشاره !!!

حالا چي هست اين معضل انگشت اشاره ؟؟!!

به جملات زير دقت كنيد :

- اي بابا اگه من هم بابام پولدار بود الان وضعيت خيلي بهتر از اين بود .

- اگه فلاني اون کارو با من نميكرد الان من موقعيت بهتري داشتم .

- اگه به حرف فلاني گوش نميكردم الان تو اين وضعيت گير نيمكردم .

- اگه ....

و صدها نمونه ديگه كه هر روز ميشنويم .

اينه همون معضل بزرگ ، يعني قبول نكردن مسئوليت كارها و وضعيت خودمون ، و گرفتن انگشت اشاره به طرف افراد ديگه و به طرف اوضاع و شرايط .

مسلما خيلي راحته كه با مقصر جلوه دادن اوضاع و شرايط و ديگران ، خودمون رو از مهلكه نجات بديم و همه تقصير ها و مسئوليت ها رو به گردن اونها بندازيم .

كسي كه درست و حسابي تو دانشگاه درس نخونده و با معدل پايين فارغ التحصيل شده و نميتونه كار پيدا كنه ، انگشت اشارشو ميگيره به طرف وضعيت اداري و ميگه اگه پارتي نداشته باشي نميتوني كار پيدا كني ؛ يا كسي كه با بي توجهي و بدون تحقيق كافي با شخصي ازدواج كرده ، تا به مشكلي بر ميخوره انگشت اشاره شو ميگيره  طرف پدر و مادر و ديگران كه اونها باعث اين ازدواج شدن . و نمونه هاي خيلي زيادي كه هر روز ميبينيم و ميشنويم .

البته من تاثير اوضاع و شرايط رو انكار نميكنم ولي مقدار تاثيرشون خيلي كمتر از اراده و خواست خود انسانه ، و به نظر من كسائي كه انگشت اشاره شون رو به طرف ديگران و شرايط ميگيرند دانسته يا ندانسته فقط ميخوان از زير بار قبول مسئوليت شرايط فعليشون شونه خالي كنند . و بگن كه وضعيت فعلي من هيچ ربطي به من نداره و به ديگران و كشور و ... ربط داره و در نهايت هم ميگن تقدير و سرنوشت من اين بوده .

البته گرفتن انگشت اشاره به طرف خودمون شايد يكم سخت باشه ولي مطمئنا ً توي طولاني مدت باعث ميشه كه كنترل اوضاع و شرايط رو به عهده بگيريم و احساس آرامش بيشتري كنيم .

 

+ نوشته شده در شنبه 24 آذر1386ساعت 23:16 توسط حامد |


 

توي مطلب قبلي گفتيم كه براي رسيدن به اهداف بايد سه مورد وجود داشته باشه .
مرحله اول براي رسيدن به اهداف اينه كه بدونيم چي ميخوايم و به كجا ميخوايم بريم .
فرض كنيد الان يه چراغ جادو ژيدا كنيد و بعد از اينكه غول چراغ اومد بيرون ازتون بخواد كه سه تا آرزو كنيد ، ازش چي ميخوايد ؟ ( البته نميتونيد آرزو كنيد كه مثلا 100 تا چراغ جادو داشته باشيد !!! )
.
.
.
خوب ... چي شد ؟ چي خواستيد ؟  ماشين ، خونه ، پول ،كار شايد هم يه زندگي راحت . اينهايي كه خواستيد همون آرزوهاتون هستند كه درونا‌ ً دوست داريد بهشون برسيد و اونها رو داشته باشيد . البته بايد خيلي بيشتر فكر كنيد كه چي ميخوايد ؛ شايد روزها ، هفته ها و يا حتي ماهها وقت لازم باشه تا بتونيد اهداف واقعي زندگيتون رو بشناسيد .
البته اهداف بايد چند ويژگي داشته باشند ، اهداف بايد SMART باشند . اين به معني چيه ؟
S : اهداف بايد مشخص ( Specific ) باشند و مبهم و كلي نباشند . مثلا يه ماشين يه ماشين خوب ميخوام اشتباهه .
M : قابل اندازه گيري ( Measurable ) باشند . مثلا خيلي پول ميخوام اشتباهه .
A : دست يافتني ( Achivable ) باشند . مثلا يه خارجي نميتونه رئيس جمهور ايران بشه .
R : واقعي ( Realistic ) باشند . مثلا ميخوام بال در بيارم اشتباهه .
T : زمانبندي شده ( Timly ) و به موقع باشند يعني زمان رسيدن به هدف رو مشخص كنيم .


بايد تمامي خواسته هاتون رو بررسي كنيد و ويژگي هاي زير رو توي اونها ايجاد كنيد ، شايد بعضي ها رو حذف كنيد يا تغييرشون بديد يا حتي شايد چيز هاي جديدي به ذهنتون رسيد .
 
منتظر مرحله بعدي باشيد ...

 

+ نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 22:3 توسط حامد |


 

اگر چيزهايي رو كه دوست داري به دست نياري ،

مجبور ميشي چيزهايي رو كه به دست آوردي

دوست داشته باشي .

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 22:23 توسط حامد |


 

         همانيم كه مدام به آن ميپردازيم ، پس تعالي ، نه عمل كه عادت است .    ارسطو

 

انديشه هاي ما اعمال ما را ميسازند ، اعمال ما به عادت ها تبديل ميشوند ، عادات منش ما را ميسازند و منش ما تقديرمان را رغم ميزند .

منش ما اساساً متشكل از عادتهاي ماست و اين عادتها از عوامل قدرتمند زندگيمان محسوب ميشوند . اين الگوهاي پيوسته و اغلب ناخودآگاه بيشتر بصورت مدام و روزانه تغيير دادن عادتها مانند جدا شدن سفينه فضانوردي از زمين است ، در ابتدا بسيار دشوار ولي بعد از خارج شدن از ميدان جاذبه بسيار راحت است.

عادتها نقطه تلاقي دانش(دانستن هدف) ، اشتياق و مهارت(روش انجام) هستند .

ايجاد دگرگوني در نگرش ها و برداشتهاي كهنه شايد بسيار سخت و دردناك باشد ولي براي رسيدن به آنچه سرانجام مي خواهيد بايد از آنچه اكنون داريد دست بكشيد .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386ساعت 21:39 توسط حامد |


 

امروز میخوام داستانی واقعی و براتون تعریف کنم که هر روز برای عده زیادی اتفاق می افته و امکان داره که برای شما هم روزی اتفاق بیافته .

داستان با یک کتاب ، مقاله و یا یک همایش درباره موفقیت شروع میشه ، شخصیت داستان ما بعد از خوندن یا شنیدن مطالب اون نوشته ویا سمینار تصمیم می گیره که زندگیش رو عوض کنه و یه زندگی هدفمند و دارای برنامه ریزی داشته باشه . بعد از اون کتاب یا همایش شروع میکنه به نوشتن اهدافش و زمان بندی برای رسید به اونها ؛ یه مدت تلاش میکنه و تفکر و نگرش مثبت هم داره ولی ....

ولی بعد از یک مدت و گذشتن زمان بندی اهداف و نرسیدن به موقع به اونها ، دوباره به حالت قبلی بر میگرده ، باز هم همون روال قبلی رو پیش میگیره و کم کم انگیزه رسیدن به اهدافشو از دست میده و بعد از مدتی هم حتی ممکنه خود اهداف رو هم فراموش کنه .

این مسئله ایست که خود من هم تجربه کردم و بارها توی اطرافیانم دیدم ...

ولی چرا چنین مسئله ای پیش میاد ؟ و چطور میشه جلوی اون رو گرفت ؟

اینجا باید به فرایند رسیدن به هدف توجه کنیم ، ما زمانی به اهدافمون میرسیم که :

1- بدونیم که به چه چیزی میخواهیم برسیم ( هدف و مقصد )

2- بدونیم چطور باید به اون هدف رسید ( شناخت مسیر )

3- شور و شوق رسیدن به هدف رو داشته باشیم ( سوخت لازم برای طی کردن مسیر )

 

حالا اگر هر کدوم از این موارد رو نداشته باشیم این فرایند ناقص میشه و مسلما به هدف نمیرسیم .

اکثر کتابها و سمینار ها این عوامل رو به ما نشون میدن ولی مهم حفظ کردن اونها تا رسین به هدف هستش . باید توی کل مسیری که تا هدف داریم این سه عامل رو داشته باشیم ، یعنی هدفمون رو بشناسیم ، مسیر رو بشناسیم و سوخت لازم رو برای رسیدن به هدف داشته باشیم .

 

حتما توی مطالب بعدی بطور جزئی روی هر کدوم از موارد بحث میکنیم .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 23:42 توسط حامد |


 

مردم اغلب از بی وقتی گله میکنند

ولی

مشکل اصلی بی هدفی است.

+ نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 12:54 توسط حامد |


                   از هیچ همه چیز بسازید.

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است

پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است

بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.


 

+ نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 23:38 توسط حامد |


 

Dare to Believe

 

Everybody Knows :
You can't be all things to all people.
You can't do all things at once.
You can't do all things equally well.
You can't do all things better than everyone else.
Your humanity is showing just like everyone else's.


So :
You have to find out who you are, and be that.
You have to decide what comes first, and do that.
You have to discover your strengths, and use them.
You have to learn not to compete with others,
Because no one else is in the contest of *being you*.


Then :
You will have learned to accept your own uniqueness.
You will have learned to set priorities and make decisions.
You will have learned to live with your limitations.
You will have learned to give yourself the respect that is due.
And you'll be a most vital mortal.

 

Dare To Believe:
That you are a wonderful, unique person.
That you are a once-in-all-history event.
That it's more than a right, it's your duty, to be who you are.
That life is not a problem to solve, but a gift to cherish.
And you'll be able to stay one up on what used to get you down.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 16:25 توسط حامد |


 

اگر بگوئید به کسی که لیاقتش را ندارد نباید کمک کرد ( چه بسا در زندگی او اثری نداشته باشد ) اما بی شک در زندگی خودتان اثر خواهد داشت .

آنگاه تا لیاقتش را نداشته باشید کمکی نخواهید ستاند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 23:8 توسط حامد |


 

زبان اعضای بدن

 

 

کمرم گفت : " هی ببین بیا یه کم برقصیم "

 

زبانم گفت : " بیا یه ساندویچ بخوریم "

 

مغزم گفت : "  بیا یه کتاب بخوانیم "

 

چشمهایم گفتند : " بیا یه چرتی بزنیم "

 

پاهایم گفتند : " بیا یه قدمی بزنیم "

 

پشتم گفت : " بیا با ماشین یه دوری بزنیم "

 

باسنم گفت : " فکر کنم بهتر است من همین جا بشینم تا شما تصمیمتان را

 

 بگیرید "

 

 

شل سیلور استاین

+ نوشته شده در شنبه 26 خرداد1386ساعت 11:35 توسط حامد |


 

اگر باید انجامش بدی خوب انجامش بده !!

- ۵ قاعده کلیدی موفقیت تضمینی در تمام صحنه های زندگی :

- قاعده اول : اگر به این نتیجه رسیده ایم که کاری باید انجام شود پس بدون هیچ بهانه جوئی و معطلی و با جدیت کمر همت ببندیم که آن کار انجام شود .

- قاعده دوم : کاری که باید انجام شود را همین الان انجام دهیم .

- قاعده سوم : مهم نیست که از کاری که باید انجام شود خوشمان بیاید یا نه ! چون باید انجام شود پس در هر حالت و روحیه ای که باشیم با جدیت و سرسختی و یکدندگی تمام کار را انجام میدهیم.

- قاعده چهارم : وقتی کار انجام شد آرام نمیگیریم و به این می اندیشیم که کار بعدی که حتما ً باید انجام شود کدام است.

- قاعده پنجم : سراغ قاعده اول میرویم !

                                                                         آنتونی رابینز

 

+ نوشته شده در سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 13:33 توسط حامد |


سلام

انجمن وبلاگنویسان مستقل ایران

(اوما)

اهداف زیر را مد نظر دارد ، از همه عزیزان در خواست می شود که با نظرات خود ، این اهداف را کامل کنند :

1-آغاز یک دوستی و حضور در جمع با صفای هم پیمانان ( تبادل مهر و محبت ... در فضای عشق ، جان ، پر می کشد ! )

2-مشاوره زندگی ( استفاده از تجربیات و دانسته های یکدیگر )

3-ایجاد روح جمعی ( کانون قدرت حضور اجتماعی و سیاسی و ... )

4-بازیابی و پیرایش اهداف زندگی فردی و اجتماعی

5-نقد مدیریتها و راهکارهای اداره جامعه و ارائه پیشنهاد

6-موضعگیری در مناسبتهای مختلف با صدور بیانیه به عنوان یک کانون قدرتمند مجازی

7-طرح و یادآوری قانونهای بسیار مهم حاکم بر جهان که یا از آنها غافلیم و یا آنها را مهم نمی دانستیم

8-ایجاد زمینه تمرین و تجربه مدیریت های اجتماعی برای نسل مستعد جوان

9-برگزاری انتخابات با ساز و کارهای صحیح و بدون دخالت سلیقه شخصی و اعمال دموکراسی به معنای واقعی

 

-----

این بخشی از اهداف انجمن بود برای آشنایی بیشتر و همکاری میتونید به آدرس انجمن مراجعه کنید .

+ نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 0:36 توسط حامد |


 

سلام

این کتاب بسیار جالبه که از سایت   eft.ir   گرفتم و براتون گذاشتم  واقعا ارزش خوندن داره

کتاب سخنان انیشتین

+ نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 1:23 توسط حامد |


 

سلام 

بعد از مدتها وقت کردم آپ کنم !!!

 

 - نمایشگاه یا فروشگاه کتاب ؟؟!!

دوشنبه برای بار سوم رفتم نمایشگاه کتاب ، البته اگه بشه بهش گفت نمایشگاه  چون بیشتر شبیه یه قروشگاه کتاب بزرگ بود !!!

به هرحال برای ما که بد نشد یه سری کتابی رو که میخواستیم ، با تخفیف و بن خریدیم . البته دیگه از وضعیت نمایشگاه جدید دیگه چیزی نمیگم ، جون فکر میکنم هرکس یه بار بره خودش متوجه میشه که چه وضع توپی داره !!!

 

بگذریم

امروز چون پستم به کتاب ربط داشت یه کتاب دیگه رو هم معرفی میکنم البته به خاطر نزدیکی زمان امتحانات این کتاب رو انتخاب کردم ، امیوارم به دردتون بخوره .

 

نام کتاب : قورباغه را قورت بده ! Eat the frog!    

نویسنده : برایان تریسی

مترجمین : اشرف رحمانی ، کورش طارمی  ( به نظر من این ترجمه از بقیه بهتره )

انتشارات : راشین

قیمت : من چاپ سیزدهم ( تابستان 84) رو دارم که قیمتش 1300 تومانه

 

توضیح : این کتاب 21 روش رو برای غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان ارائه میده و روشهای بسیار عالی رو برای برنامه ریزی یاد میده ، به نظر من هر کسی باید این کتاب رو بخونه .

 

 .............

 

پ : اگه رفتید نمایشگاه کتاب ، یه غرفه هست برای کتابخانه های عمومی ، میتونید با دادن یه قطعه عکس بطور رایگان عضویت یکساله کتابخانه های عمومی تهران رو بگیرید ، برید به قسمتی که روی نقشه با عدد 14 نشون داده شده .

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 اردیبهشت1386ساعت 0:0 توسط حامد |


سلام

در پایین صفحه وبلاگ یه جستجوگر کتاب برای سایت قفسه گذاشتم که یکی از بزرگترین سایت های کتاب الکترونیکی هست . امیدوارم به کارتون بیاد.

 

سبز باشید

+ نوشته شده در سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 13:30 توسط حامد |


 

سلام

من بالاخره اومدم

نمیدونم با پدیده خیلی جذاب و مفید کتاب الکترونیکی آشنا هستید یا نه . کتابهایی که با فرمتهای مختلفی روی شبکه جهانی قرار میگیرند .

من تصمیم گرفتم از این به بعد هر چند وقت یکبار چند تا کتاب الکترونیکی رو برای دانلود بزارم رو وبلاگ البته فعلا یک کتاب رو آپلود کردم که لینکش رو میزارم البته سعی میکنم یک سرور پر سرعت تر پیدا کنم و فایلهارو اونجا آپلود کنم

         کتاب قوانین جهانی موفقیت نوشته برایان تریسی

 

+ نوشته شده در دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 1:2 توسط حامد |


سلام

بعد از گذشت چند وقت بالاخره اومدم و تونستم آپ کنم

راستی سال نو مبارک

تو چند روز آینده حتما مطلب جدید میزارم

+ نوشته شده در یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 19:16 توسط حامد |


 

آنچه بیشتر مردم از آن بی خبرند این است که زندگی دقیقا به ما همان چیزی را میدهد که میخواهیم.

+ نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 12:53 توسط حامد |


 

  کسی که چرایی زندگی را یافته است با هر چگونه ای خواهد ساخت .

+ نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 23:31 توسط حامد |


 

نام کتاب : قانون توانگری  The dynamic laws of prosperity. forces that,bring riches to you

نویسنده : کاترین پاندر  Catherine Ponder

مترجم : گیتی خوشدل          /     انتشارات پیکان

قیمت : 3200 تومان

-------

این کتاب به شما کمک میکنه که توانگرانه بیاندیشید و توانگرانه زندگی کنید . توانگرانه اندیشیدن از نظر بعضی از افراد شاید گناه به نظر برسه البته این بخاطر اینه که توانگرانه اندیشیدن و زندگی کردن خیلی دل و جرئت میخواد و کار هرکسی نیست ولی وقتی که توانگر شدید میتونید از دستاوردهای بسیار زیاد و مثبت اون استفاده کنید.

امیدوارم این کتاب بهتون کمک کنه

سبز باشید

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن1385ساعت 23:58 توسط حامد |


 

اگر کاری رو یه نفر تونسته انجام بده پس تو هم میتونی و اگر تا حالا کسی انجامش نداده تو میتونی اولین نفر باشی.

-----------------------------------------------------

پ : پنجشنبه اولین کتاب معرفی میشه

 

سبز باشید

+ نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت 13:0 توسط حامد |


سلام

میخوام یه بخش معرفی کتاب توی وبلاگ راه اندازی کنم که هر ماه یک یا دو کتاب در زمینه موفقیت رو توش معرفی کنم البته با کمک شما دوستان عزیز . اولین کتاب رو هفته آینده معرفی میکنم ولی قبل از اون میخوام شما دوستان عزیز هم اگه کتابی رو خوندید که به نظرتون خوب بوده به من معرفی کنید تا من بعد از مطالعه اون اون رو توی وبلاگ معرفی کنم .

برای معرفی کتاب لطفا مشخصات کامل کتاب همراه با یه توضیح مختصر و قیمت کتاب رو توی بخش نظرات بزارید یا اینکه برای من ایمیل کنید .

سبز باشید

+ نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 22:55 توسط حامد |


 

خانمی مقداری پول برداشت تا پسرش را به سینما ببرد. پسرک هیجان زده بود و مدام از مادرش می  پرسید چقدر طول میکشد به سینما برسیم .
زن پشت چراغ قرمز توقف کرد ، گدائی را دید که در پیاده رو نشسته بود . آوایی به او گفت : تمام پولت را به او بده.
زن با آوا بحث کرد. به پسرش قول داده بود او را به سینما ببرد.
آوا پافشاری کرد: همه پول ات را بده.
زن گفت: میتوانم نصف پولم را بدهم ، و بیرون منتظر بمانم تا پسرم به سینما برود .
اما آوا حاضر به بحث نبود : همه پولت را بده !
زن فرصت نداشت همه چیز را برای پسرش توضیح دهد .اتومبیل را متوقف کرد و تمام پول را به گدا داد.
گدا گفت : خدا وجود دارد . و شما این را به من ثابت کردید. امروز روز تولدم است . غمگین بودم، و شرمنده از گدائی. بنابراین تصمیم گرفتم گدائی نکنم. با خود گفتم : اگر خدائی وجود دارد، هدیه ای به من میدهد.

از کتاب مکتوب اثر پائولو کوئلیو

 

+ نوشته شده در سه شنبه 26 دی1385ساعت 23:19 توسط حامد |


 

امروز یعنی بیستم دی ماه تولدمه  پس تولدم مبارک
امروز وارد دهه سوم زندگیم میشم ، حس جالبیه . سالی که گذشت واقعا سال عالی برای من بود ، با افراد ، کتابها و تفکراتی آشنا شدم که مسیر زندگیم کاملا تغییر کرد و مطمئنم که این تغییرات نقطه عطفی توی زندگیم بوده .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 دی1385ساعت 15:22 توسط حامد |


حامد دانشجوی رشته فیزیک هستم
امیدوارم بتونم با مطالبی که در این وبلاگ مینویسم قدم کوچکی در رسیدن به موفقیت برای شما دوستان عزیز بردارم. از شما هم تقاضا دارم نظرات خودتونو برای بهتر شدن این وبلاگ بگید . امیدوارم همیشه موفق باشید. +


منوي اصلي

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
خانگي سازي وبلاگ
ذخيره کـــردن صفحه
اضافه به علاقه منديها


پیوندهای روزانه

وبلاگ جديد من
درباره وبلاگ
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385


آرشیو موضوعی

روانشناسی
داستان
موفقیت
جملات و عبارات خواندنی
معرفی کتاب
کتاب الکترونیکی

نویسندگان

حامد
نگار


پیوندها

# كامران نجف زاده #
حسن آبادی ها
تاسيان * يه همكلاسي به اسم ن
روانشناسی به زبان ساده*يه دانشجوي روانشناسي
برای تو مینویسم...*شاپرک
# مجله موفقیت #
من میتوانم*مهدیه
آوای امید *سمیه
همه چی و هیچی *احمد
دخترهای کوچه پشتی*فرزانه و مهسا
من + زندگی مجازی *سعید
پرستوی افق*سمیرا
گل یاس *وحید - ناهید
دانشجو
بهانه * فریده
کاش میشد *فرزانه
دنیای ان - ال - پی
سفینه دوستی *نرگس
دختر ایران زمین *عاطفه
دنیای باورهای مثبت *فرامرز
آینده بهتر *رحمان و مهرداد
*** روانگر لحظه ها ***
روانشناسی موفقیت *فاطمه
گفتارهای حکیمانه * مجید
لمس *پیاله
امید نامه *مهدی
هوای تازه *آناهیتا
تفکر خلاق *مهدی
هوش هیجانی *دکتر ارباسی
نقاب شکسته *بهار
روانشناسي مدرن *مسلم
نيلوفر مرداب *فريبا
فراكاو
چند كيلو اميدواري *فاطيما
اينجوري پولدار شدم*قانون جذب
باغ شعر خليل جبران*نرمينه
دست نوشته*مريم
وسعت سبز*حميدرضا
تفكر مثبت*'گيلدا
نوزادی متولد میشود پس هنوز امیدی هست
كنار همين آدمها ... * مهتاب
زنده باد زندگي * سهند


آمار وبلاگ




DESIGNED BY:
HAMED

POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS