اگر همین امروز بفهمید که فقط شش ماه دیگه فرصت برای زندگی دارید ٬ چکار میکنید ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 13:50 توسط حامد |
در سال 1933 فروید با انتشار کتاب " خود " و " نهاد " ، سه سازه بنیادی به نامهای نهاد ، خود و فراخود ،را در تشریح شخصیت مطرح نمود . نهاد خود فراخود
نهاد منشاء همه سائقهای (Drives) غریزی است که میل جنسی و پرخاشگری غرایز دوگانه اصلی آن را تشکیل میدهند. نهاد بر اساس اصل لذت عمل میکند که بوسیله آن تنش وارد بر انسان را به حداقل و لذت را به حداکثر میرساند.
کودک در هنگام تولد تنها با " خود " متولد میشود و به همین دلیل فاقد توانایی تعدیل و تعویق خواسته هایش است و در پی ارضای سریع آنهاست.
نهاد مخزن غرایز بی سازمان در فرد است و هنوز با حقایق و واقعیات خارج هماهنگ نشده است. نهاد هنگام عدم دسترسی به ارضای نیازهایش به فرایند های ذهنی- درونی مانند توهم روی می آورد تا خواسته اش را بدست آورد.
چون نهاد فقط در پی ارضای نیاز های غریزی و تابع اصل لذت است ، پایبند به ارزشها و اصول اخلاقی نیست و از هیچگونه عقل و منطقی پیروی نمیکند .
بی قراری ، عدم تعقل ، خود خواهی ، لذت طلبی و حفظ مشخصات کودکانه در سراسر عمر از صفات بارز نهاد هستند.
به اعتقاد فروید نهاد واقعیت روانی حقیقی است ، نهاد زیر بنای شخصیت هر فرد را تشکیل میدهد.
در نتیجه تاثیر دنیای خارج روی سائق ها ، " خود " از نهاد سرچشمه گرفته و رشد میکند و مهار یا تعدیل نهاد را بر عهده میگیرد . خود عامل اجرایی و بخش سازندهء شخصیت است و به عنوان میانجی بین نهاد و واقعیت عمل میکند. خود بر اثر فشار واقعیت خارجی قادر به متناسب کردن نیروهای نهاد ، و جانشینی اصل واقعیت به جای اصل لذت ، میشود . اما این به معنی از صرفنظر از لذت طلبی نیست ، بلکه خود از طریق فرایندهای ثانوی تفکر ، نهاد را برای ارضای نیازهایش تا جایی که با واقعیت سازگاری داشته باشد ، حمایت میکند . فرایند ثانوی تفکر یا شیوه حل مساله ، رسیدن به واقعیت از راه طرح ریزی عملی و مبتنی بر منطق ، تشخیص موقعیت زمانی و تفاوت بین واقعیت و غیر واقعیت میباشد . خود از این طریق میتواند ارضای نیازهای نهاد را بر اساس زمان ، مکان و پذیرش احتماعی به تاخیر اندازد و برای اهداف بلند مدت و ارضای آنها برنامه ریزی کند.
یکی از کارکرد های اصلی خود ف حفاظت روان از خطرات درونی و تهدید هایی که از جانب نهاد به منظور راه یابی تکانه های متعارض و غیر قابل قبول به هشیاری ، اعمال می شود . به اعتقاد فروید تفاوت میان سلامت روانی و بیماری از چگونگی عملکرد خود در همین زمینه ناشی میشود. اگر چه محتوای خود به طور وسیع ، هشیارانه است اما نمیتوان به تمام جنبه های آن آگاهی یافت ، به عنوان مثال ساز و کارهای دفاعی مثل سرکوبی در قلمروی ناهشیار خود قرار دارند.
این بخش از شخصیت معمولا در سنین پنج تا شش سالگی شکل میگیرد و بیش از هر چیز در بر گیرنده قاعده های رفتاری وضع شده از سوی والدین است . فرا خود بخش اخلاقی ، اجتماعی و قضایی شخصیت است و بیشتر نشاندهنده شخصیت آرمانی فرد است تا شخصیت واقعی او فرا خود از " خود " و بوسیله درون سازی یا جذب معیارهای اخلاقی والدین یا همانند سازی با آنها و سایر افراد مهم در زندگی کودک بوجود میآید و جایگزین کنترل والدین شده و به عنوان یک داور اخلاقی اجتماعی ، کنترل روانی شخص را به عهده میگیرد.
هدف فراخود بازداری همه خواسته های لذت جویانه نهاد است .
+ نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 19:13 توسط حامد |
...بخشي از كتاب دل آدمي و گرايشش به خير و شر ، نوشته اريك فروم ، درباره شرايط پرورش عشق به زندگي : ... عشق به زندگي، بيشتر در جامعه اي پرورش مي يابد كه در آن سه عامل امنيت و عدالت و آزادي برقرار باشند. امنيت به مفهوم مورد تهديد قرار نگرفتن شرايط اساسي مادي براي يك زندگي آبرومندانه است . تا زماني كه بيشترين نيروي آدمي صرف دفاع از حيات خويش در برابر حملات و يا رفع گرسنگي شود ، جبرا ً عشق به زندگي كاهش و عشق به مرگ افزايش مي يابد. عدالت به اين مفهوم كه هيچكس هدف مقاصد ديگري واقع نشود . اگر همه دقيقا ً به يك اندازه از چيزي برخوردار نباشند ، اين به مفهوم بيعدالتي نيست ؛ بيعدالتي وضعيتي اجتماعي است كه در آن طبقه اي ، ضمن استثمار طبقه ديگر ، شرايطي را به وي تحميل ميكند كه شكوفايي حيات غني و ارزشمند را نا ميسر ميسازد و در نهايت بيعدالتي وضعيتي اجتماعي است كه در آن آدمي في نفسه هدف نيست بلكه وسيله اي براي اهداف آدمي ديگر است . و آزادي ؛ آزادي از قيود و موانع سياسي شرط كافي نيست ، براي پرورش عشق به زندگي ، بايد آزادي براي آفرينندگي و سازندگي ، و آزادي براي به شگفت آمدن و خطر كردن وجود داشته باشد . و آزادي به ايمن معناست كه هر كس بتواند در جامعه عضوي فعال و مسئول باشد . نكته آخر اهميت خاصي دارد ؛ حتي در جامعه اي كه امنيت و عدالت برقرار است ، چنانچه فعاليت نفس خلاق فرد مورد توجه قرار نگيرد چه بسا عشق به زندگي حاصل نشود . كافي نيست كه آدميان برده نباشند و بايد بتوانند عضوي فعال و مسئول و خلاق باشند . پ : داشتم با جامعه خودمون مقايسه ميكردم ، همينه كه عشق به زندگي داره موج ميزنه اطرافمون .....
+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 21:51 توسط حامد |
پینگ پونگ ذهنی دوستت حرفی میزند تو خود را ملزم به دادن پاسخ میبینی . تمام وجودت را به فعالیت وا میداری تا پاسخ او را بدهی , بعد از اینکه جواب میدهی با حرف دیگری مواجه میشوی . تعداد این کنش ها و واکنش های ذهنی به هزاران بار در روز میرسد !! شخصی دیگر حرکتی انجام میدهد و تو احساس میکنی که باید واکنشی انجام دهی و تمام انرژی خودت را صرف پیدا کردن پاسخی مناسب با دیدگاههای و عـقاید خودت میکنی و زمانی که جواب میدهی میبینی دوباره سرخط هستی و باید ضربه جدیدی را دریافت کنی و تمام این ضربه ها به ساختار ذهن و جسم و روح تو وارد میشوند. و تو این بازی پینگ پونگ ذهنی را از لحظه بیداری تا موقع خواب انجام میدهی. به نظر میرسد چاره ای جز ورزیده تر شدن نداری و در تمام لحظات بیداری در همه جا باید به دنبال پاسخ بگردی! هر بازی بالاخره برنده و بازنده ای دارد و احتمال هرکدام از آنها 50 درصد است و هراندازه که قدرتمند باشی بالاخره کسی هست که شما از آن شکست بخورید. ولی راه دیگری بجز تسلیم شدن و باختن هست . و آن اینست که اصلا وارد بازی نشوی!! چه دلیلی دارد که برای هر سوالی که از تو میشود جوابی داشته باشی ؟! چه اتفاقی می افتد اگر نسبت به حرکاتی که در اطراف شما رخ میدهد و چه بسا برای شما رخ میدهد بی تفاوت باشید و به جای فکر کردن درباره نظرات دیگران درباره خودت , به افکارت نظم بدهی؟؟ آرامش تو , سلامتی ذهنی و روحی تو , مصرف درست انرژی روانی تو , اینها باید برای تو مهم باشند . وگرنه عصبانی شدن در مقابل دیگران هرچقدر هم با ارزش باشد در مقابل چیزی که از دست میدهی بسیار بی ارزش است. بی اعتنایی به نتایج مسابقات پینگ پونگ ذهنی و تلف نکردن وقت و انرژی ذهنی و جسمی خود برای پرداختن به این بازی تمام نشدنی , از خصوصیات انسانهای همیشه موفق است . پس بیایید از امروز با هم عهدی ببندیم و از پرداختن به بازی پینگ پونگ ذهنی فرار کنیم و خود را درگیر این بازی نکنیم. همیشه سبز و پایدار باشید +
+ نوشته شده در شنبه 13 خرداد1385ساعت 0:13 توسط حامد |
ماه خرداد اومده و زمان امتحانات فرا رسيده. به همين خاطر مطلبي رو آماده کردم که ميتونه در درس خوندن بهتون کمک کنه. -توصيه هايي براي امتحان : اصلي ترين مسئله قبل از امتحان اينکه بدونيد امتحانتون چه نوع امتحانيه مانند : تستي , صحيح يا غلط , جاي خالي , تشريحي يا عملي . امتحانهاي عيني ( تستي , صحيح غلط و جاي خالي ) نياز به حفظ کردن مطالب دارند. امتحانات تشريحي نياز به درک مفاهيم و تئوري ها و نقد و بررسي مطالب دارند. امتحان عملي نياز به انجام کار به صورت حرفه اي دارد. - در زمان آماده شدن براي امتحان بايد به سوالاتي پاسخ دهيد : چه نوع امتحاني در پيش داريد ؟ عيني , تشريحي يا عملي مدت زمان پاسخ گوئي چقدر است ؟ چه موقع و کجا امتحان مورد نظر برگزار ميشود؟ چند درصد نمره براي قبولي در امتحان کفايت ميکند ؟ آيا شانسي براي حدس زدن جواب ها وجود دارد؟ در صورت تستي بودن آيا به جوابهاي غلط نمره منفي تعلق ميگيرد؟ چه مواد درسي اعم از کتاب , جزوه و... را بايد براي امتحان مطالعه نمود ؟ آيا نمونه سوالات امتحانات قبلي در دسترس است ؟ تاکتيک هايي براي موفقيت در امتحانات چند گزينه اي : -اول سوال را بخوانيد و مطمئن شويد منظور سوال برايتان به اندازه کافي مشخص است. - زير لغات کليدي خط بکشيد مثل کلمات هميشه , هرگز و... - اول خودتان جواب صحيح را بدهيد و بعد به گزينه ها نگاه کنيد. - همه گزينه ها را بخوانيد و بعد جواب را انتخاب کنيد. - در مورد گزينه هايي با پاسخ " همه موارد " يا " هيچ کدام " بيشتر دقت کنيد. - اکثر اوقات طولاني ترين گزينه , پاسخ صحيح است . البته هيچ تضميني براي اين گفته وجود ندارد. - اگر امتحان نمره منفي ندارد هميشه با يک حدس بخردانه يک گزينه را علامت بزنيد. - هيچ وقت با توجه به جوابهاي سوالات قبل پاسخ ندهيد. مثلا نگوئيد جواب اين سوال گزينه "ب" نميشود چون جواب سه سوال قبلي گزينه "ب" بوده است. تاکتيک هايي براي سوالات صحيح - غلط : - اگر قسمتي از سوال اشتباه بود آنگاه تمام سوال اشتباه است. - جملاتي که به صورت صد در صد بيان ميشوند , مثلا از کلمات هميشه يا هرگز در جمله استفاده ميشود , معمولا اشتباه هستند. - وقتي کلماتي مانند " گاهي اوقات " و " شايد " در جمله باشد , معمولا آن جمله درست است. تاکتيک هاي کلي براي امتحان : - از زمان اختصاص داده شده براي پاسخ گويي به سوالات عاقلان استفاده کنيد. - يک دور سريع تمام سوالات را بخوانيد. - بيشترين زمان را به سوالاتي اختصاص دهيد که نمره بالاتري دارند. - سوالاتي را که به نظر آسان ميرسند اول پاسخ دهيد , اين نکته در افزايش اعتماد به نفس شما موثر است. - اگر جواب سوالي را نميدانيد آنرا رها کنيد و به بقيه سوالات پاسخ دهيد. در پايان به معرفي تکنيکي براي مطالعه که به SQ3R شهرت دارد ميپردازيم . اين روش در سال 1941 توسط يک روانشناش به نام فرانسيس رابينسون ابداع شد. SQ3R شامل 5 گام است: گام اول " Survey " : به معناي مطالعه اجمالي است . يعني نگاهي اجمالي به عناوين و موضوعات مبحثي که قصد خواندن آنرا داريد . اين مرحله يک ديد کلي به شما ميدهد . اين مرحله نبايد بيشتر از 5 دقييه طول بکشد . گام دوم "ًQuestion " : به معناي سوال کردن است . در اين مرحله شما بايد با استفاده از رئوس مطالب سوالاتي از خود بپرسيد تا کنجکاوي شما را براي مطالعه برانگيزد. گام سوم "Reading" : به معناي خواندن مطالب است . بهتر است خيلي آهسته مطالب را مطالعه کنيد و از اينکه زمان بيشتري از آنجه تصور ميکرديد صرف مطالعه يک قسمت کرديد نگران نباشيد. گام چهارم " Reciting " : به معناي از بر خواندن و نقل کردن است. يعني آنچه را که از مطالعه فصل مورد نظر فهميده ايد , با صداي بلند براي خود شرح دهيد . اين مسئله باعث حفظ کردن و درک بهتر مطلب ميشود. گام پنجم " Reviewing " : به معناي دوره کردن است . دوباره مطالب را بخوانيد و زير مطالب مهم خط بکشيد و روي کارتهاي 5*3 خلاصه تهيه کنيد. - ابعاد کارتها نبايد بزرگتر باشد چون تمايل بيشتري براي نوشتن پديد مي آيد و خلاصه نويسي کارآئي لازم را از دست ميدهد.
+ نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 15:17 توسط حامد |